-
چند تا آدمن که تنشون ميخاره 1.اونايي که چشمک ميزنن ولي شماره نميدن 2.اونايي که شماره ميگيرن ولي زنگ نميزنن 3.اونايي که حموم نميرن 4.اونايي که اس ام اس خودت رو واسه خودت ميفرستن
-
بر مزار پروانه شمعي مي گريست / لاله اي دم بر گشودو گفت کيست؟ / انکه تو باران اشکت مي شود / حسرتت با اينهمه پروانه چيست
-
يه روز يه دل نشست با خودش فكر كرد و گفت سنگ ميشم از اين به بعد. سنگ شد. رفت ميون سنگها نشست اما عاشق سنگها شد
-
دل آدما به اندازه حرفاشون بزرگ نيست ولي حرفي که از ته دل باشه مي تونه آدم بزرگي بسازه
-
اگر همه پنجره ها با من غريبه شوند هراسي نيست ! چشمهايت دريچه اي رو به طلوع آرزوهايم ميباشد
-
با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم /نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم
-
اگه داخل اطاق تنگ و تاريکي نشستي که ديواراش خونيه يه وقت نترسيا ..... تو قلب مني .... دوست دارم
-
اون تويي… اوني كه صورتم رو نوازش ميكنه تويي... اوني كه شبها لپم رو قرمز ميكنه تويي... اوني كه صداش تا صبح تو گوشمه تويي...اي پشه آخر يه روز مي كشمت
-
با سكوتي تلخ درگيرم و ميدانم اگر ديگر نيايي، در غروبي سرد وغمبارو پراز ترديد مي ميرم اميد بازگشت تو ، مرازنده نگه ميدارد وآري تو مي آيي! تومي آيي بهانه من، ومي دانم دوباره شاخه هاي خشك احساسم ، جوانه مي زند، لبريز از عشق وشكوه وزندگي وباتوتمام لحظه هاي تلخ پاييزوزمستان را،تمام لحظه هاي بي توبودن را ، تمام خاطرات سردو بي روح نبودت را ، شبيه قاصدك دردستهاي باد مي اندازد وديگر،به آن فصل پرازدلتنگي وسرما نينديشد،
-
ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئ
-
دخترها هر چقدر هم كه با هم فرق داشته باشن تو يه چيزي مشتركن....اونم اينه كه همشون ميگن كه با بقيه فرق دارن
-
elm sabet karde ke shekar dar ab hal mishe pas hich vaght zire baron naro chon shirintarin dostamo az dast midam
-
خدا گفت : ليلي يک ماجراست. ماجرايي آکنده از من. ماجرايي که بايد بسازيش. شيطان گفت: تنها يک اتفاق است بنشين تا بيفتد. آنها که حرف شيطان را باور کردند نشستند و ليلي هيچ گاه اتفاق نيفتاد. مجنون اما بلند شد رفت تا ليلي را بسازد. خدا گفت: ليلي درد است . درد زادني نو. تولدي به دست خويشتن. شيطان گفت: آسودگي است . خيالي است خوش. خدا گفت: ليلي رفتن است. عبور است و رد شدن. شيطان گفت: ماندن است. فرو ريختن در خود. خدا گفت: ليلي جستجوست. ليلي نرسيدن است و بخشيدن.
-
كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد دفتر تقدير عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت
-
هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير
-
به خدا سوگند عشق معامله بدي است كه در آن زندگي ات را به قيمت هيچ مي بخشي و آخر سر هم چيزي به نام اعتماد را از تو مي گيرند تا شايد خلاصت كنند، اما دريغ از جرعه اي رهايي
-
باز هم غصه اي در دل ما مي جوشد باز يك خدا نگهدار در كنار دوستم ماه مارا ميديد انگار اينك اما نبايد پيش هم ما با شيم انك اما پس از يكي دو سال دوستيه نا قابل ديگر اما بايد از هم جدا شويم دوستت دارم اي دوست كه تا هر يادگاري دارم از توست
-
من نيم نگاه تورا باخودم بردم يكروزتوراديدم ويك عمرغمت خوردم نفرين به سادگي ام كه بي دل تو. به ياد تو روح و جسم خود آزردم
-
شمع بزم شب تارم نشدي.مرحمي بردل زارم نشدي.بارقيبان همدل وپيمانه اي.مستي حال خمارم نشدي.دل اسيروتودوايي به خدا.لحظه اي تاب وقرارم نشدي.ماه هستي وبه رخ بسته نقاب.شمع بزم شب تارم نشدي
-
در همه جاي زندگي همنفسم كسي نبود زمين ديار غربت است، از اين ديار خسته ام (خسته ام ولي نمي خوام دل بكنم........افسوس
-
خدا اگه ميونه اين همه ادم بازم نوبت باختن من بود.چرا عاشق شدم؟ مي خوام عاشقش بمونم. اگه حق ندارم كه ارامش رو كنارش دوباره لمس كنم اين حق رو دارم كه عاشقش بمونم.بهم گفت تا كي مي توني دوستم داشته باشي؟ گفتم تا هميشه . گفت نمي توني. ولي من هنوزم عاشقم
-
او گفت به لبه نزديک شويد انها گفتند ما مي ترسيم او گفت به لبه نزديک شويد.انها نزديک شدند.او انها را هل داد...انها پرواز کردند
-
تقدير اگر نخواهد تو روبراه باشی تو روبراه باش و تقدير را عوض کن
-
ديوانگی"ادامه دادن همان رفتار هميشگی و انتظار داشتن نتيجه ای متفاوت است
-
بازي زندگي اون نيست كه تاس خوب بياريم اينه كه تاس بدروخوب بازي كنيم
-
در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد
-
فراموش كن چيزي را كه نميتواني به دست اوري.............و به دست اور چيزي را كه نميتواني فراموش كني
-
مي دوني چرا رنگ غروب سرخه؟ چون خورشيد وقتي مي بينه من وتو با هم دوستيم آتيش مي گير
-
همه گويند كه : تو عاشق اويي گر چه دانم همه كس عاشق اويند ليك مي ترسم ، يارب نكند راست بگويند ؟
-
وقتي گلدون خونمون شکست !! پدرم گفت: قسمت اين بود... مادرم گفت:هيف شد... خواهرم گفت: قشنگ بود... داداشم گفت : کاش دوتا داشتيم...... اما وقتي دل من شکست کسي به فکرش نبود
-
مي شه بعضي ها رو مثل اشک از چشمات بندازي......اما نمي توني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن بعضي ها ازچشمات جاري ميشه
-
اي همه وجود من . اي كسي كه پا گذاشتي رو قلب من . اي كسي كه درو بستي به روي من. درو باز كن دستم مونده لاي در
-
یادت می یاد گفتم بهت یه بت چه جوری میشکنه؟ حالا می خوام یادت بدم چی کار کنی که بشکنه وقتی یکی دل نداره یعنی محبت نداره وقتی یکی سنگ میشه یعنی لیاقت نداره گفتی بهش دوسش داری ولی چی شد آخر کار گذاشت و رفت بی واهمه شکست همه قول و قرار وقتی یکی میشه یه بت یعنی باید گذاشت کنار تمام اون قول و قرار تمام اون راز و نیاز بذار بره خیالی نیست یه روز میشه مثل خودت تازه می فهمه که یه بت چیکار با قلبا می کنه فقط کمی صبر می خواد تا ببینی آخر کار همون بت سنگیه ت
-
باز هم مترسک !(2) یه مزرعه ست که دو تا آدم اون وسط وسطش همدیگه را بغل کردن، دو تا آدم که حالا شدن یکی. یه مترسک تنها هم هست که داره اون دو تا را دید میزنه و دلش یه مترسک دیگه میخواد که بیاد و بغلش کنه، یادت باشه یه مترسک براش بسازیم، باشه؟
-
نگاه كن من چه شبنم وار چه شبنم وار به استقبال دستاي خزون ميرم هراسم نيست از اين سرماي ويرانگر براي تو من عاشقانه مي ميرم













